نخستین ارتباط تلگرافی در ایران در ۱۲۷۱ میان مدرسه دارالفنون و کاخ گلستان برقرار شد که مخابره ای آزمایشی بود. با این حال تلگراف از ۱۲۷۲، و در پی انتشار اخبار و اطلاعات مربوط به آن در روزنامه وقایع اتفاقیّه ، در ایران شناخته شد و اخبار گسترش تلگراف در جهان و کاربردهای متنوع و تسهیل کننده آن، مکرراً گزارش گردید. نخستین و مهمترین جنبه تشکیلات اداری تلگراف در ایران، دوگانگی آن در قالب خطوط داخلی و خارجی بود که بیش از نیم قرن با سازمانها و تشکیلاتی مجزا، در کنار هم فعالیت میکردند. حیطه اختیار و نظارت دولت ایران، منحصر به بخش خطوط داخلی بود. خطوط جلفا، تهران ـ خانقین ، شیراز ، اصفهان ، کرمان و بندرهای جنوب، در حوزه اختصاصی مأموران شرکت هند و اروپا یا حکومت هندوستان قرار داشت و خطوط برخی نواحی شرقی، شمالی و شمال شرقی، جزو منطقه فعالیت روسها محسوب میشد. سازماندهی تشکیلات اداری تلگرافی: ← دوره اول در ابتدای دوره اول، محدودیت خطوط تلگراف به گونه ای بود که نظارتی کلی را اقتضا میکرد، بی آنکه به سازمان مستقلی نیاز باشد. این نظارت به شاهزاده اعتضادالسلطنه، وزیر علوم، واگذار شد که وی نیز آن را در دو بخش اداری (به ریاست علیقلی خان مخبرالدوله ) و محاسباتی (به ریاست میرزاهاشم خان امین الدوله ) ساماندهی کرد در دوران وی، در ۱۲۸۵ دولت ایران به اتحادیه تلگرافی پیوست و از آن پس در عقد قراردادهای خویش با ممالک مجاور غالباً از مقررات عمومی اتحادیه مذکور تبعیت میکرد. ←← امور مختصه سلطنت در ۱۲۹۱، که اداره تلگراف در ردیف «امور مختصه سلطنت» قرار گرفت، به صورت اداره ای مستقل، از وزارت علوم جدا گردید و ریاست آن به مخبرالدوله واگذار شد . وی دو سال بعد با لقب «جناب» اولین وزیر تلگراف در وزارتخانه تازه تأسیس شده تلگراف گردید و تا ۱۳۱۵ در این سِمَت باقی ماند مخبرالدوله تلگرافخانه بزرگی در جوار مدرسه دارالفنون احداث کرد و تشکیلات اداری تلگراف را با ایجاد واحدهایی چون استخدام، ملزومات، سیم کشی، احصائیه، محاسبات داخلی، محاسبات خارجی و مخابرات، توسعه داد سیم کشی برخی خطوط مهم، چون خط تلگراف تهران ـ مشهد (۱۲۹۳) و خوزستان (۱۲۹۴ـ۱۲۹۵)، در دوران وی انجام شد امور تلگراف ایران تا اوایل دوران مشروطیت در انحصار وی و خانواده اش بود و به همین مناسبت القابی چون مخبرالدوله، مخبرالملک، مخبرالسلطنه و مخبرالسلطان به آنان اعطا شد. ← دوره دوم دوران جدید تشکیلات تلگرافی ایران (از ۱۳۲۷ به بعد) با وقوع انقلاب مشروطیت و شکل گیری نهادهای مدنی چون مجلس شورا آغاز شد. ادغام تشکیلات پست و تلگراف و توسعه و تحول خدمات مخابراتی، از مهمترین مشخصه های این دوران به شمار میرود. ←← تشکیل وزارت پست و تلگراف تشکیل وزارت پست و تلگراف، در اولین دوره قانونگذاری مجلس شورا (۱۳۲۴) به تصویب رسید. بعدها به تناوب و در دوره های نامنظم وزارتخانه های تجارت و فواید عامه نیز به وزارت پست و تلگراف، الحاق و پس از چندی از آن منفک شد. در دوره نهم قانونگذاری (۱۳۱۲ ش) رسیدگی به امور تلفن نیز به این وزارتخانه محول شد و اگر چه چندی از آن جدا بود، از دوره دوازدهم (۱۳۱۹ ش) تا به امروز، به شکل وزارتخانه ای واحد فعال است. ←← تلگراف بی سیم با پیوستن ایران به اتحادیه رادیوتلگرافی (به عنوان ششمین عضو اتحادیه) در ۱۳۳۰/۱۹۱۲] و راه اندازی تلگراف بی سیم در این دوران، خدمات مخابراتی توسعه و تحول یافت. نخستین بار در ۱۳۳۳/۱۹۱۵ آلمانیها برای رفع احتیاجات نظامیِ ایران، تلگراف بی سیم را در ایران راه اندازی کردند. باتوجه به نظامی بودن کاربرد تلگراف بی سیم، مسئولیت آن به وزارت جنگ محول شد و یک شرکت روسی عهده دار فروش دستگاههای آن به ایران گردید. هم زمان، آموزشگاهی نیز برای تعلیم متصدیان این دستگاهها دایر گشت که معلمان آن روسی و ایرانی بودند و در ۱۳۰۵ ش تلگراف بی سیم ایران، به نام بی سیم پهلوی، رسماً افتتاح شد. در اواخر همین سال، دستگاههای بی سیم به وزارت پست و تلگراف واگذار گردید و به جای کاربرد نظامی، به برقراری ارتباط عمومی با کشورهای خارجی اختصاص یافت. بعدها دستگاههای فرستنده با موج کوتاه جانشین فرستنده های با موج بلند شدند. در۱۳۱۳ش، آژانس پارس تأسیس شد که نخستین خبرگزاری ایرانی بود که دریافت و ارسال اخبار و اطلاعات در آن از طریق تلگراف صورت میگرفت. نقش تلگراف در حیات اجتماعی ایران تلگراف، بیش از هر چیز، برای دستگاه حکومتی ایران مفید واقع شد. ناصرالدین شاه به اهمیت تلگراف در امور جاری مملکت، اعتقاد بسیار داشت و آن را جزء امور خاص سلطنتی قرار داد. چه بسا ساخت نخستین تلگرافخانه های دولتی ایران در ارگ حکومتی ناشی از چنین نگرشی بوده است. در واقع تلگراف در گسترش نظارت دولتی بر سراسر کشور (ابلاغ سریع فرمانها، آگاهی بموقع از تحولات ولایات دور دست و کاهش خطر بروز شورش) بسیار مؤثر بود، ضمن آنکه عواید مالی فراوانی نیز نصیب دولت میکرد. دوران مشروطه در دوران مشروطه، تحصن در تلگرافخانه، یکی از رایجترین اشکال اعتراض مردمی بود. اجحاف و تعدی دولتیان، نارساییهای موجود، آگاهی از اخبار و وقایع سایر شهرها، هماهنگی با انقلابیون نواحی مختلف، هرج ومرج و ناامنی، نفوذ بیگانگان، عزل و نصب حکام، عدم اجرای اصول قانون اساسی و نظایر آن، عمده ترین دلایل تحصن در تلگرافخانهها به شمار میآمد. میان این تحصنها و مطالبات مطرح شده در آنها، با آنچه امروزه گردهماییهای (میتینگ) سیاسی نامیده میشود، مشابهتهای تأمل برانگیزی وجود دارد. چنین تحولی پیش از هر چیز ناشی از آشنایی ایرانیان با فضای فکری جدید و مرهون گسترش ارتباط آنان با جهانیان بود که پدیده تلگراف نقش عمده ای در آن ایفا کرد. این پدیده نقاط مختلف جهان را به هم وصل میکرد و سبب تلاقی افکار میشد. در تهران اخبار خارجی روزنامه وقایع اتفاقیّه، متکی به مخابرات تلگرافی بود و متصدیان تلگرافخانه هند و اروپا نیز مستقلاً به انتشار اینگونه اخبار در ورقه ای به نام « اخبار عامه » مبادرت میکردند در انقلاب مشروطه، سیمهای تلگراف به مثابه چشم و گوش مشروطه طلبان عمل میکرد و حیاتیترین رشته ارتباطی آنان محسوب میشد. شرح روشنی از این تأثیر مهم در همه آثار به جا مانده از آن دوران به ثبت رسیده است. عناوین اداره تلگرافی ویژگی دیگر تشکیلات اداری تلگراف در این دوران، عناوین و مناصب نظامی کارکنان بود که ظاهراً متأثر از حضور نظامیان خارجی در راه اندازی خطوط تلگراف ایران بود. در میان نخستین گروه انگلیسی اعزامی برای احداث خطوط تلگراف، هجده مهندس درجه دار ارتش وجود داشت. برخی دیگر چون شامپین و پاتریک استوارت هم دارای مناصب نظامی بودند بدین لحاظ در سلسله مراتب اداری وزارت تلگراف و مراکز تابعه آن (وزارت معادن، دارالفنون)، القاب و مناصبی چون سرتیپ، سرهنگ و یاور، وجود داشت و این ترتیب، به قولی، تا حدود ۱۳۱۵ ش رعایت میشد. سرتیپ ، بالاترین منصب اداری، به رؤسای تلگرافخانه های شهرهای مهم اطلاق میشد و به رؤسای تلگرافخانه های شهرهای کوچکتر، بترتیب سرهنگ و یاور میگفتند. در سایر مناطق نیز حضور یک رئیس یا یک تلگرافچی برای اداره تلگرافخانه کافی بود بنا به دستور صریح و اکید ناصرالدین شاه وظایف این رؤسا بیش از آنکه اداری باشد، سیاسی و امنیتی بود آنان موظف بودند اخبار ولایات را مرتباً به آگاهی شاه برسانند و تلگرامهای رسیده به تلگرافخانه مخصوص سلطنتی نباید پیش از رؤیت شاه، به اطلاع فرد دیگری میرسید. گاه فرمانها و احکام حکومتی را آنان به حکام ابلاغ میکردند و در ملاعام میخواندند ودر برخی مواقع حتی حفظ نظم و امنیت عمومی به آنان واگذار میشد. منابع : 1- http://wikifeqh.ir/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86